تبلیغات
منتظران

منتظران
کی می شود مهدی بیاید
قالب وبلاگ

 

چگونه بپذیریم كه (امام ) مهدى وجود خارجى دارد؟ 
اكنون به پرسش چهارم مى رسیم كه مى گوید: فرض كنیم امام موعود ممكن باشد و عمر طولانى ، امامت خردسال و غیبت مطلق را نیز امكان پذیر بدانیم ولى این امكان در حدى نیست كه ثابت كند چنین شخصى در خارج ، تحقق پیدا كرده است . پس ، از چه راهى به وجود خارجى مهدى ایمان بیاوریم ؟ آیا چند روایت كه در لابه لاى كتابها از پیامبر اكرم ، صلى اللّه علیه و آله نقل شده كافى است كه ما را به وجود امام دوازدهم پایبند سازد؛ در حالى كه چنین پندارى از ساختار ذهنى انسان بسیار دور است . اصلا چگونه مى شود اثبات كرد كه مهدى واقعا در تاریخ وجود داشته است ؟ شاید شرایط خاص روحى - روانى این باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟
در جواب مى گوییم : این اصل كه مهدى رهبر موعود و منجى عالم بشریت است به صورت عام در احادیث نبوى ، به صورت خاص در روایات ائمه اهل بیت ، علیهم السلام ، آمده است . در این روایات مساءله به گونه اى مورد تاءكید قرار گرفته كه به جاى هیچ گونه شكى باقى نمى گذارد.
چهارصد حدیث فقط از طریق برادران اهل سنت. شمارش شده كه به ضمیمه روایات شیعه به بیش از شش هزار روایت مى رسدو چنین آمارى بسیار بالاست . در مورد خیلى از مسائل بدیهى اسلام كه مسلمانان به آن معتقدند، این همه روایت وارد نشده است .
اما تجسم این اندیشه در وجود امام دوازدهم ، علیه السلام ، هم دلایل كافى دارد كه كاملا اقناع كننده است . این دلایل را مى توان در دو دلیل یكى نقلى و دیگرى علمى ، خلاصه كرد:
دلیل نقلى ، وجود امام موعود را اثبات مى كند و دلیل علمى ، ثابت مى كند كه امام مهدى یك اسطوره و یك فرضیه نیست ، بلكه حقیقتى است كه وجود او در تاریخ لمس شده است .
دلیل نقلى  
صدها روایت و حدیث از پیامبر اكرم ، صلى اللّه علیه و آله ، و ائمه اهل بیت ، علیهم السلام ، رسیده است كه مى گوید مهدى موعود داراى این خصوصیات است : از اهل بیت است ، از فرزندان فاطمه  است ، از نسل حسین  و نهمین فرزند آن حضرت است . همچنین روایاتى وجود دارد كه مى گوید جانشینان پیامبر، صلى اللّه علیه و آله ، دوازده نفر مى باشند
این روایات ، مهدى موعود را در شخص امام دوازدهم ، منحصر و متعین مى كند و با اینكه ائمه ، علیهم السلام ، براى حفظ آن حضرت از ترور و قتل، سعى داشتند مساءله در سطح عمومى مطرح نشود، در عین حال روایات زیادى در این زمینه وارد شده است . البته زیادى روایت به تنهایى نمى تواند مقبولیت آن را برساند بلكه در اینجا قرینه و گواه خاصى وجود دارد كه دلیل بر صحت این روایات است .
در حدیث شریف نبوى ، سخن از امامان ، جانشینان ، امیران و سخن از دوازده تن آمده است . متن احادیث مختلف است ؛ در بعضى دوازده امام و در بعضى دوازده خلیفه و در بعضى دیگر دوازده امیر، ذكر شده است .
بعضى از مولفان ، تعداد این احادیث را بیش از دویست و هفتاد، شمارش ‍ كرده اند كه همگى از كتابهاى معتبر شیعه و سنى از قبیل : صحیح البخارى، صحیح مسلم، سنن ترمذى، سنن ابى داودمسند احمد و المستدرك على الصحیحین ، حاكم نیشابورى نقل شده است .
مساءله ویژه و قرینه مهم این است كه بخارى كه از ناقلان این حدیث است خود از معاصران امام نهم و دهم و یازدهم بوده است و این خیلى معنا دارد؛ زیرا نشان مى دهد كه این روایت قبل از اینكه مفاد و مضمون آن در خارج ، تحقق پیدا كند و قبل از اینكه اندیشه دوازده امامى وجود و ظهور یابد از زبان پیامبر به ثبت رسیده است و این مى رساند كه نقل این حدیث ، انعكاس ‍ یك پدیده خارجى نبوده است ؛ چرا كه معمولا احادیث ساختگى ، به توجیه جریانهاى خارجى و وقوع یافته ، مى پردازد.
پس ما مى توانیم با توجه به اینكه این حدیث قبل از تحقق كامل و پیدایش ‍ امامان دوازده گانه ، ثبت شده است ، تاءكید مى كنیم این حدیث ، توجیه نمى كند بلكه حقیقتى است كه از زبان پیامبر اكرم ، صلى اللّه علیه و آله ، و كسى كه جز از زبان وحى سخن نمى گوید، بازگو شده است . ابتدا فرموده است : جانشینان من دوازده تن مى باشند و سپس دوازده امام از على ، علیه السلام ، تا امام مهدى ، علیه السلام ، آمده اند تا این حدیث شریف معنا و تفسیر واقعى خود را بازیابد.
دلیل علمى  
دلیل علمى تجربه است ، تجربه اى كه مدت زمان هفتاد سال گروهى از مردم با آن زندگى كردند؛ یعنى غیبت صغرى كه بایستى مختصرى درباره این غیبت، توضیح دهیم :
غیبت صغرى مرحله اول امامت حضرت مهدى ، علیه السلام ، بوده است . از ابتدا چنین مقدر بوده كه آن حضرت پس از رسیدن به امامت مى بایستى بلافاصله از دید عمومى پنهان شود و در ظاهر از آنچه در جامعه رخ مى دهد فاصله بگیرد؛ اگر چه در واقع او از نزدیك همه وقایع را احساس و ادراك مى كند. اما باید توجه داشت كه اگر آن غیبت به یكباره رخ مى داد ضربه سنگینى به پایگاههاى مردمى و طرفداران امامت وارد مى شد؛ زیرا مردم قبل از آن با امام خود ارتباط داشتند، در مشكلات به او رجوع مى كردند و اگر ناگهان امام غایب مى شد و امت احساس مى كرد كه دیگر دسترسى به رهبر فكرى و معنوى خود ندارد ممكن بود همه چیز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شود.
بنابراین لازم بود كه براى این غیبت زمینه سازى شود تا مردم بتدریج با آن خو بگیرند و خود را بر اساس آن بسازند. با غیبت صغرى در واقع این زمینه سازى صورت گرفت . در این زمان امام مهدى از دیده ها پنهان بود ولى ایشان از طریق نمایندگان ، وكیلان و یاران مورد وثوق كه به منزله حلقه اتصال ایشان با مردم معتقد به طریق امامیه ، بودند با شیعیان خود ارتباط داشتند. در این مدت ، چهار تن از پاكترین و باتقواترین مؤمنان نیابت و جانشینى آن حضرت را بر عهده داشتند؛ بدین ترتیب :
1.
عثمان بن سعید عمرى
2.
محمدبن عثمان بن سعید عمرى
3.
ابوالقاسم حسین بن روح
4.
ابوالحسن على بن محمد سمرى
این چهار تن به ترتیب نیابت را بر عهده داشتند و هر یك وفات مى كرد دیگرى به دستور حضرت مهدى ، علیه السلام ، جانشین او مى شد.
نایب با شیعیان رابطه داشت ، پرسشها و مشكلاتشان را به امام مى رساند و جوابها را گاه شفاهى و بسیارى از اوقات مكتوب به آنان باز مى گرداند، و با این روابط غیرمستقیم توده هایى كه از دیدن امام محروم شده بودند آرامش مى یافتند. آنها مى دیدند كه همه نامه ها و مكتوب هایى كه از حضرت مهدى ، علیه السلام ، به دستشان مى رسد با یك اسلوب و با یك سبك است و در طول این هفتاد سال و نیابت این چهار تن ، هیچ تغییرى در آن دیده نشد.
سمرى كه آخرین نایب بود از پایان غیبت صغرى و شرع غیبت كبرى خبر داد. در غیبت كبرى دیگر فرد خاصى نیابت و وكالت از آن حضرت نداشت . در غیبت صغرى زمینه آماده شده بود كه مردم با غیبت كبرى خو بگیرند و به خود وحشت راه ندهند. از آن به بعد بود كه مردم وظیفه داشتند به وكیلان و نایبان عمومى آن حضرت روى آورند یعنى مجتهدان عادل و آگاه به امور دین و دنیا.
از آنچه گفته شد شما مى توانید موضوع راارزیابى كنید و بروشنى بفهمید كه حقیقتى بوده است خارجى ، كه گروهى از مردم با آن زندگى كرده اند و سفیران آن حضرت در مدت هفتادسال واسطه میان او و مردم بوده اند و هیچ كس در هیچ زمینه اى خطایى از آنان ندیده و نشنیده است .
شما را به خدا سوگند آیا تصور مى كنید امكان داشته باشد یك دروغ هفتادسال دوام بیاورد و چهار نفر با هماهنگى كامل و یك صدا، یك نقش را بازى كنند؟
آنان با رفتار صمیمانه خود چنان در مردم ایجاد اطمینان كرده بودند كه همه به گفتار و كردار آنان ایمان داشتند.
آیا مى شود این چهار تن به گونه اى نقش بازى كنند كه هیچ كس به حقیقت پى نبرد در حالیكه این افراد هیچ رابطه خاصى با هم نداشته اند تا بگوییم در این قضیه تبانى كرده بودند.
از قدیم گفته اند: طناب دروغ ، كوتاه است . منطق نیز حكم مى كند امكان ندارد یك دروغ بتواند بدین شكل دوام بیاورد و در تمام این مدت و با همه بده و بستانها و روابط مختلف موضوع كشف نگردد و همه به درستى آن ایمان داشته باشند.
بدینسان در مى یابیم كه پدیده غیبت صغرى مى تواند به عنوان یك آزموده علمى ، دلیل بر واقعیت خارجى یك موضوع باشد و آن وجود،زندگى و سپس غیبت حضرت مهدى ، علیه السلام ، است . آن حضرت پس ‍ از غیبت صغرى ، خود اعلام كرده است كه در پرده غیبت كبرى خواهد رفت و از نظرها پنهان خواهد گشت و هیچ كس او را نخواهد دید

منبع:کتاب بر فراز قرون اثر شهید سید محمد باقر صدر




طبقه بندی: صاحب زمان،
[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ علی بدری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت شناخت امام زمان(عج)می باشد امید است عزیزان نهایت استفاده را ببرند باصلواتی بر محمد وآل محمد
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

بک لینک